تبليغاتX
دامون
مرگ بر دیکتاتور و درود بر دانشجویان دربند

۱۸ آذر ۸۶ در خاطره ها می ماند

مرگ بر دیکتاتور شعاری بود که در روز ۱۸ آذر دیگر بار در دانشگاه تهران بر زبانها جاری شد. همدردی دانشجویان دیگر دانشگاهها علی الخصوص دانشجویان دانشگاه آزاد نیز در این روز قابل تحسین بود . در این روزها که ملت در خواب بسر میبرد و هر کس به کارهای روزمره خود مشغول است درود بر شرف دانشجو باد که باری دیگر در صف اول مبارزه با فاشیسم قرار دارد و چه هزینه ها که در این راه نمی پردازد .

نوشته شده توسط دامون در ساعت 10:59 | لینک  | 

 

شاهکار جدید احمدی نژاد

بعد از  برگزار شدن این همه سمینار و مسابقه و بیانیه های مختلف در جهت محکوم کردن کشورهای عربی برای جعل نام خلیج فارس به خلیج عربی این بار رئیس جمهوری محترم آقای احمدی نژاد به کمک اعراب رفته تا به گونه ای ادعاهای ایشان را تصدیق نماید. شرکت در کنفرانسی به نام کشورهای حوزه خلیج عربی از دیگر شاهکارهای احمدی نژاد است و  فقط از انسان حقیر ی چون او بر می آمد  تا با این حرکت ضربه ای دیگر بر پیکره تاریخ ایران زمین وارد کند . به هر حال فعلا کاری از دست ما برنمی آید جز محکوم کردن اقداماتی این چنین . از قدیم گفته اند از ماست که بر ماست . 

نوشته شده توسط دامون در ساعت 17:58 | لینک  | 

دانشجو را در بند میکنید
دانشجو را شکنجه میکنید
دانشجو را ستاره دار میکنید
استادش را اخراج میکنید
دانشگاه را پادگان میکنید
آزادی را تحریم میکنید
کارگر را بیکار میکنید
زن را سنگسار میکنید
روزنامه را تعطیل میکنید
روزنامه نگار را دستگیر میکنید
وب لاگ را فیلتر میکنید
ماهوراره را جرم میکنید
ملت را خواب میکنید
از ملت خوابیده دزدی میکنید
اعتراف اجباری پخش میکنید
محبت را کیمیا میکنید
اسفندیاری ها در بند میکنید
اسانلو را کور میکنید
دست قطع میکنید
اعدام رواج میدهید
کودکان زیر ۱۸ سال اعدام میکنید
تروریست آموزش میدهید
کردستان را بمب باران میکنید
جنوبی را فقیر میکنید
بلوچ و لر را تحقیر میکنید
فوتبال را سیاسی میکنید
سیاست را فوتبالی میکنید
اعدام را علنی میکنید
اکبر محمدی ها میکشید
حق مسلم ما را نا مسلم میکنید
بنزین ما را جیره بندی مکنید
اینها همه میکنید و ما هیچ نمیکنیم

به پا خیزید


برگرفته از خبرنامه دانشگاه امیرکبیر
نوشته شده توسط دامون در ساعت 15:52 | لینک  | 

آینده ای تاریک پیش روی ماست اگر...

بارهاو بارها و از زبان خیلی ها شنیده ایم که انقلاب 57 ناشی از عدم آشنایی مردم و روشنفکران آن زمان با تاریخ و فرهنگ و هویت ملی ایرانی بوده است . مخالفین آن دوره دو طیف عمده را شامل میشدند یکی عامه مردم و دیگری طیف روشنفکری . طیف روشنفکری آن زمان نیز خود به دو دسته عمده تقسیم میشد یکی روشنفکران مذهبی و دیگری روشنفکران چپ . روشنفکران چپ که بیشتر و پیشتر از آنکه به مطالعه تاریخ و فرهنگ ایران  و به تجزیه و تحلیل جامعه شناختی  عدم توفیق در انقلاب مشروطیت که دم گوششان بود بپردازند سرگرم مطالعه درباره تاریخ انقلابهای به وقوع پیوسته در امریکای لاتین و شوروی بودند تا بدون توجه به شرایط منحصر به فرد اجتماعی و فرهنگی ایران و تنها با تکیه بر نظریه های مارکسیستی و چپ برای آینده ملت ایران نسخه بپیچند . در سوی دیگر روشنفکران مذهبی ما نیز مطالعه در باب تاریخ اسلام و امامان را ترجیح میدادند  . از طرفی دیگر جهالت عامه مردم آن زمان نسبت به تاریخ و فرهنگ ایران برکسی پوشیده نیست چراکه نه در آموزش و پرورش کتابهایی  در اینباره تدریس میشد و نه در آموزش عالی . خلاصه آنکه به قول ناپلئون بناپارت اگر ملتی از تاریخ خویش اطلاعی نداشته باشد تاریخ همواره برایش تکرار خواهد شد .

امروز بعد از گذشت حدود سی سال از انقلاب ، شرایط چندان تفاوتی نکرده است . نظام آموزش و پرورش و نظام آموزش عالی کماکان بر جاهل نگاه داشتن فرزندان این مرزو بوم نسبت به تاریخ و هویتشان اصرار می ورزد . نه در مدارس ما اثری از کتب تاریخی پر محتوا دیده میشود و نه در دانشگاهها . تنها چیزی که در کتابهای ما مطرح است داستانهایی دروغین و خلاف واقع از سلحشوری و فداکاری آقایان روحانی در طول تاریخ است . البته این امر کاملا طبیعی است چرا که حکومت به ظاهر اسلامی ما بقای خویشتن را در جهالت مردم میبیند . از طرفی تعداد روشنفکرانی که در این عرصه حرف تازه ای برای گفتن داشته باشند یا لا اقل جرات گفتن آن را داشته باشند از تعداد انگشتان دست تجاوز نمیکند . امروز اغلب دانش آموزان و دانشجویان ما که مثلا جزئی از فرهیختگان جامعه هستنداز تاریخ ایران نه چیزی میدانند و نه نسبت به یادگیری آن علاقه ای ار خود نشان میدهند .بااین حال در جمع دانشجویان هستند کسانی که به کشور وملت خود عشق میورزند  و لیکن ایشان نیز مطالعات خود را به مسائل سیاسی روز و پیگیری اخبار تقلیل داده اند . با این همه آیا چشم اندازی روشن ار آینده میتوان ترسیم کرد ؟

امروز ما ملت ایران بیش از همه چیز به روشنفکرانی نیاز داریم که به ادبیات ،تاریخ و فرهنگ ملی ما  اشراف کامل داشته باشند تا به این سوال و  سوالاتی از این دست پاسخ بدهند که چرا بعد از گذشت  یکصد و یک سال از انقلاب مشروطیت که در نوع خود بینظیر هم بود هنوز اندر خم یک کوچه ایم . تا زمانی که به سوالاتی از این دست پاسخ داده نشود ما طعم آزادی را نخواهیم چشید حتی اگر بازهم انقلاب کنیم .

نوشته شده توسط دامون در ساعت 13:22 | لینک  | 

وبلاگنویسان به یاری دانشجویان می آیند
 
۱۴مرداد روز همبستگی وبلاگنویسان با دانشجویان دربند
 
روز 14 مرداد سال 1386 باید شاهد جشن 101 سالگی مشروطه باشم در ایران .101 سال پیش از این اولین تلاشها ی مردم ایران برای دستیابی به آزادی و عدالت به ثمر نشست و نهالی به بار آمد که جنبش مشروطه بود. اولین گامها برای رسیدن به دمکراسی ایران را تکان داد و برای اولین بار پی رو خرد و کلان فارغ از هر طبقه ایی در کنار هم ایستادند و جنبشی را سامان دادند که آن را مشروطه نامیدند . 

 در اعتراض به آنچه این روزها بر دانشگاه و دانشجو می گذرد و همچنین فشارهای روز افزون بر دانشجویان در بند وبلاگ نویسان  در یک حرکت جمعی تصمیم گرفته اند در سالگرد قیام مشروطه همگی با طرح این موارد در وبلاگهای خویش در یک حرکت سمبولیک روز 14 مرداد را روز "همبستگی وبلاگ نویسها با دانشجویان " نمگذاری کرده و نام های وبلاگ های خویش را به این نام تغییر دهند .


این حرکت در حالی آغاز گشته که اوج آن را باید در روز 14 مرداد یافت روزی که میبایست برای ملت ایران آزادی و دمکراسی می آورد و هنوز بعد از گذشت 100 سال این نهال بارور نشده است .اکنون باغبانها و نگهبانان این نهال در اوین هستند در انفرادی زیر شکنجه .پس به یاد محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، علی وفقی، بهاره هدایت، مهدی عربشاهی، حنیف یزدانی، عبدالله مؤمنی، بهرام فیاضی، حبیب حاجی‌حیدری، مرتضی اصلاحچی، مجتبی بیات، مسعود حبیبی، سعید حسین نیا، آرش خاندل،اشکان غیاسوند، محمدحسین مهرزاد، احمد قصابان، مجید توکلی، احسان منصوری و امیر یعقوبعلی و به یاد همه باغبانهای این نهال که روزگاری را در زندان بودند و هستند روز 14 مرداد وبلاگهای خود را " همبستگی وبلاگ نویسان با دانشجویان دربند " خواهیم نامید . شاید که نوری باشید در این تاریکی محض برای نهال آزادی ، عدالت و دمکراسی .

در صفخه اصلی وبلاگی که به این منظور طراحی شده این پست به چشم می خورد

۱۴ مرداد ۱۳۸۶ جنبش آزادی خواه و عدالت خواه مشروطه در ایران ۱۰۱ ساله می شود

اما

هنوز دانشجوی ایرانی را به بند می کشند.

۱۴ مرداد سال ۸۶ و ۱۰۱ سالگی مشروطه در حالی می رسد که محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، علی وفقی، بهاره هدایت، مهدی عربشاهی، حنیف یزدانی، عبدالله مؤمنی، بهرام فیاضی، حبیب حاجی‌حیدری، مرتضی اصلاحچی، مجتبی بیات، مسعود حبیبی، سعید حسین نیا، آرش خاندل،اشکان غیاسوند، محمدحسین مهرزاد، احمد قصابان، مجید توکلی، احسان منصوری و امیر یعقوبعلی در بند هستند.

به احترام این فرزندان آزادی خواه و عدالت طلب ایران که تعدادی از آن ها وبلاگ نویس نیز هستند، ما جمعی از وبلاگ نویس ها تصمیم گرفته ایم که نام وبلاگهای خود را در این روز به "۱۴ مرداد، روز همبستگی وبلاگ نویس هاي ايراني با دانشجویان دربند" تغییر دهیم.

به اميد آزادي تمامي دوستان دربندمان.

(وبلاگ خود را در قسمت نظرخواهی وارد کنید يا به آدرس h14.mordad@gmail.com بفرستيد تا به لیست حامیان اضافه شود.)


پی نوشت : از همه وبلاگهای حامی این طرح میخواهیم که با همین پست به روز باشند و برای سرعت بخشیدن به روند همبستگی وبلاگ نویسان و دانشجویان به جز تبلیغ هایی که در سایت ها و وبلاگ های پرخواننده می کنیم هر کس حداقل ۱۰ نفر از دوستانش را برای پیوستن به این حرکت جمعی دنیای مجازی و همبستگی با دانشجویان دعوت کند.

منبع:خبرنامه انجمن اسلامی دانشگاه شهرکرد

نوشته شده توسط دامون در ساعت 9:1 | لینک  |